تبلیغات
آستارا نیوز - سلام . دوستای گلم . به وب خودتون خوش اومدید.
سلام بر همه ی جویندگان فهم و بصیرت ،پایگاه اطلاع رسانی مهندس سعید پوواجد / بندر آستارا09363212161

سلام . دوستای گلم . به وب خودتون خوش اومدید.

دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 01:07 ب.ظ

نویسنده : آستارا نیوز سلام بر همه ی جویندگان فهم و بصیرت ، پایگاه اطلاع رسانی مهندس سعید پور واجد /بندر آستارا 09363212161

  سلام . دوستای گلم . به وب خودتون خوش اومدید.



در روایات نورانی اهل‎بیت آمده است:


 «إنما تنتقلون من دار الی دار»

«مرگ قطعا انتقالی است از خانه ی به خانه ی»

 اگر برای ما روشن شد که مرگ از پوست به در آمدن است نه پوسیدن،

خواهیم دانست که همیشگی هستیم و
خواهیم دانست؛

 «باید چیزی را تهیه کنیم که در هر دو جهان ، کارایی داشته باشد»

نه فقط برای این جا ، نه فقط برای اون جا ،

چون برای هر دو سوال خواهیم شد.


پس :   «ربنا آتنا فی الدنیا حسنۀ و فی الآخرۀ حسنه»

خدایا هدیه ده ، برایمان
زیبایی در دنیا  و آخرت







بررسی و تحلیل عرفان کیهانی (3)
 
اصل : « هنگامی که انسان درخواستی داشته باشد، مستقیماً از خدا درخواست می کند ( فاستقیموا الیه )، فصلت، 6، ولی جواب درخواست از طریق شبکه شعور کیهانی ( یدالله ، روح القدس ، جبرئیل ) پاسخ داده خواهد شد. [ !!! ] » ص87.
در این اصل از عرفان کیهانی ، مبدع این عرفان استناد اصل خود را بر آیه 6 سوره فصلت نهاده است و از آن استنباط نموده که انسان هر درخواستی را که داشته باشد، مستقیماً از خدا طلب می نماید. این قسمت از اصل صحیح می باشد و با مبانی اسلامی تعارض ندارد، اما آیه ای که جهت استناد به آن آورده است اولاً اشاره به این ندارد که انسان در درخواست هایش مستقیم از خدا درخواست می کند، بلکه معنای صریح آیه این است که :پس بسوی او روی آورید، یا به سوی او مستقیم شوید. مراد از لفظ فاستقیموا در آیه 6 سوره فصلت، روی آوردن و مستقیم شدن به سوی خداوند و بندگی اوست، نه مستقیم با خدا صحبت کردن و از او درخواست نمودن.

درخواست از خداوند را از آیات دیگری مانند: ادعونی استجب لکم می توانی استخراج نمود. ثانیاً مبدع عرفان کیهانی از روی سهو و یا احتمالاً جهل به جای لفظ فاستقیموا در آیه 6 سوره فصلت، لفظ فاستقیموا را در کتاب خود آورده است که از نظر معنا تفاوت دارد و نشان از کم توجهی و عدم دقت نظر نویسنده آن می باشد. در ادامه اصل خود بیان می دارد که خداوند برای استجابت درخواست انسان خود وارد عرصه نمی شود و بواسطه ی شعور کیهانی که همان یدالله، روح القدس، جبرئیل و... است امورعالمه را اداره می نماید. استناد قرآنی مطلب خود را نیز در پاورقی به آیه 51 سوره شوری، برمی گرداند.
در آیه51 سوره شوری خداوند مسئله تکلم با خداوند را مطرح می نماید و بیان می دارد که هیچ بنده ای نمی تواند با خدا تکلم نماید مگراینکه یا به او وحی شود یا از پس پرده غیب به او الهام شود یا اینکه فرشته وحی برای او پیامی را بیاورد. در واقع در این آیه مراتب وحی الهی را برای پیامبران بیان می دارد و برای غیر پیامبران مثل حضرت مریم و مادر حضرت موسی را نیز در این آیه بیان می دارد. آنچه مهم است این است که این آیه پیرامون مراتب تکلم خداوند با پیامبران و اولیا، الهی را بیان می کند و مراتب وحی را توضیح می دهد، اما مبدع عرفان کیهانی، موضوع جواب دادن درخواست بندگان راتوسط شعور کیهانی، از آن استنباط نموده است. در این آیه از لفظ یکلمه الله استفاده شده است و به هیچ عنوان معنای «جواب درخواست» از آن مستفاد نمی شود.

نکته انحرافی بسیار خطرناک که در این اصل ارائه شده است این است که خداوند اجابت درخواست بندگان و تدبیر امور عالم از مخلوقات کمک می گیرد و خود دخالت نمی کند. این اصل قائل به یک واسط میان خالق و مخلوق می باشند. اگر برای تدبیر امورعالم و انجام امور عالم، به غیر از خدا چیزی دیگری را دخیل بدانیم، دچار شرک افعالی نسبت به خدا شده ایم. خداوند در انجام امورعالم نقش اصلی و یگانه را دارد، نقشی که فرشتگان و دیگر اسباب و علل ایفا می نمایند. در اراده الهی و خواست خداوند قرار دارد نه اینکه خود دارای اصالت و نقش واسطه ای باشند. خداوند در آیات مختلف قرآن حضور علنی و رسمی خود را در کوچکترین اتفاقات عالم گوشزد می نماید: سوره اعلی، آیات 1 الی 5: نام پروردگار بلند مرتبه ات را به پاکی یاد کن. آن خدایی که خلق کرد و به حد کمال رسانید، آن خدایی که اندازه داد و هدایت نمود، آن خدایی که گیاه را از زمین رویانید، و آن را گاه خشک و سیاهش گردانید.

ادامه مطلب را کلیک کنید





برچسب ها :
مستقیماً از خدا درخواست می کند ( فاستقیموا الیه ) , فصلت , ولی جواب درخواست از طریق شبکه شعور کیهانی ( یدالله , روح القدس , جبرئیل ) ,



نقد عرفان کیهانی (2) بخش عمومی ، اساسنامه


 
در این قسمت به بررسی بخش دوم کتاب عرفان کیهانی نوشته محمد علی طاهری می‌پردازیم تا تناقضات این نوع از عرفان التقاطی را بیشتر متوجه شویم. در این بخش از کتاب ایشان به ارائه اساسنامه این عرفان و اصول حاکم بر آن پرداخته است.
«عرفان کیهانی (حلقه) نوعی سیر و سلوک عرفانی است، که مباحث عرفانی را مورد بررسی نظری و عملی قرار می‌دهد؛ و از آنجا که انسان شمول است، همة انسان‌ها صرف نظر از نژاد، ملیت، دین، مذهب و عقاید شخصی می‌توانند جنبة نظری آن را پذیرفته و جنبة عملی آن را مورد تجربه و استفاده قرار دهند.» ص 57.
این جمله را بررسی مینماییم؛ مراد از مباحث عرفانی چه میباشد؟ عرفان اسلامی شیعه یا عرفان اسلامی اهل سنت و برخی گروههای صوفیه از اهل تسنن که با عرفان شیعی قرابت دارند؟ عرفان آسیای شرقی اعم از کنفسیوسی یا شینتوئیسم یا عرفان بودایی که برخی از گزاره‌های عرفان اسلامی را در بردارد و بسیاری از انحرافات عمیق فلسفی را نیز دارد؟ مراد ایشان از مباحث عرفانی کدام مبحث از کدام مکتب عرفانی میباشد؟ اگر پیرامون مشترکات میان مکاتب عرفانی مختلف بحث می‌کند و نقاط مشترک همه عرفان ها را مورد توجه قرار داده، که رویکرد جدیدی نمی‌باشد چون مکتب بودا سالهاست که به این شیوه پابرجا مانده است. اگر مراد این مشترکات میان تمام مکاتب عرفانی باشد، بسیاری از معارف عرفانی شیعه که تنها در مکتب تشیع است و با هیچ مکتب دیگری اشتراک ندارد، بیان نمی‌گردد و چون قرار است بر مشترکات تمام مکاتب توجه گردد.

ادامه مطلب را کلیک کنید








دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -